آه... ای وطن گوگوری مگوری ام
ای که کشتزارهایت مثل طلا است
و آسمانت خورشید طلایی دارد
من تو را
به سان بیسگیوید
یا پاستیل نوشابه ای
دوست می دارم...
(در این شعر که خودم امروز گفتم، خط دومش گفتم طلا و خط سومش بازم گفتم طلایی که این یک آرایه ی خیلی مهم است.)
تو آرایه سرای مایی
pastil nushabeyi badmazzas
ندزدنتون ببرنتون خارجیا!! خیلی آرایه های خفنی میزنیدها
گویش بیسگیویت ام بسسیار تاثیر گذار بود..