یک مسافر تنها

من یک مسافری هستم که همانطوری که این بالا اشاره شده خیلی تنها است..

یک مسافر تنها

من یک مسافری هستم که همانطوری که این بالا اشاره شده خیلی تنها است..

 

آه... ای وطن گوگوری مگوری ام

ای که کشتزارهایت مثل طلا است

و آسمانت خورشید طلایی دارد

من تو را

به سان بیسگیوید

یا پاستیل نوشابه ای

دوست می دارم...

 

 

(در این شعر که خودم امروز گفتم، خط دومش گفتم طلا و خط سومش بازم گفتم طلایی که این یک آرایه ی خیلی مهم است.)

  

نظرات 4 + ارسال نظر
ارس ریلکس 1388/09/19 ساعت 01:07 ق.ظ

تو آرایه سرای مایی

یلدا 1388/09/19 ساعت 01:33 ق.ظ

pastil nushabeyi badmazzas

گرگ بیابان 1388/10/11 ساعت 03:05 ب.ظ http://zooze.blogsky.com

ندزدنتون ببرنتون خارجیا!! خیلی آرایه های خفنی میزنیدها

خورشید 1389/02/11 ساعت 12:09 ب.ظ

گویش بیسگیویت ام بسسیار تاثیر گذار بود..

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد